نمونه ای از خرافه مشترک میان ادیان ابراهیمی که از یهودیت آمده. این طلسم در زبان عبری "خمسا" نام دارد که به شکل یک دست است و معمولا رنگ لاجوردی دارد. این طلسم برای دوری از "چشم زخم" بکار می رود. نام های دیگر آن در مسیحیت "دست مریم" در اسلام " طلسم خمسه" یا "دست فاطمه" و در میان شیعیان "دست ابوالفضل" می باشد. کاربرد آن در همه ادیان برای دوری چشم زخم است. تنها در میان شیعیان چون نشان دست ابوالفضل نیز می باشد، در مراسم سوگواری عاشورا کاربردی سمبلیک هم دارد. در این آلبوم از گونه های مختلف آن نمونه البته این نماد و خرافات کاربردی مشابه آن در ادیان هندی و بودایی نیز وجود دارد . بنا به باور باستان شناسان ریشه این سمبل به فنیقی های باستان "کنعانیان" ( سرزمینی در بر گیرنده: سوریه، لبنان، اسراییل و اردن) باز می گردد. آنها خمسه را سمبل الهه تانیت (الهه نگهبان شهر کارتاژ پایتخت فنیقیه) می دانستند و از آن برای نگهبانی خود از چشم زخم استفاده می کردند. البته سمبل دست یا کف دست در ادیان هندی نیز موجود می باشد و نشان و نماد خدا یا الهه های هندو نیز است. این نماد از آئین هندو به آئین بودایی نیز انتقال یافته است. *جهت دیدن فرتورها به ادامه مطلب بروید* "کانون آگنوستیک ها و آتئیست های ایران"
اولین شبکه پخش کننده سخنان کامل رضا فاضلی و منتشر کننده مقالات، نوشته ها و سایر آگاهی های یاری دهنده
نمایش پستها با برچسب فرتور. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب فرتور. نمایش همه پستها
۱۳۹۶ فروردین ۱۹, شنبه
۱۳۹۶ فروردین ۱۸, جمعه
۱۳۹۶ فروردین ۱۱, جمعه
سیل سال 1941 مکه
در راستای آگاهی رسانی، ارزشمندترین مقالات، کتب، فیلمها و سایر ابزارهای سازنده برای تعمق و تفکر و ایجاد شک در مواردی که در راستای اهداف این وبلاگ قرار می گیرد، به تدریج این نوع مطالب از تارنماهای گوناگون جمع آوری و تقدیم حضورتان خواهد شد تا یک منبع کامل و همیشه در دسترس داشته باشیم.
بدیهی است که منابع استفاده شده، جهت احترام به تولید کنندگان، نویسندگان و صاحبان آثار معرفی خواهند شد.با ما همراه باشید با اولین پست از کانون آگنوستیک ها و آتئیست های ایران. مطالبی که زین پس درج خواهند شد، تا پایان درج کامل آنها، از همین منبع می باشند هرچند که در ذیل تمام پستها، یادآوری دوباره ای خواهد شد. همچنین تا جای ممکن، تلاش خواهیم کرد تا اشتباهات احتمالی املایی و تایپی، درست بشوند.
سیل سال ۱۹۴۱ مکه :در سال ۱۹۴۱ بارانی سیل آسا در مکه بارید که سیل عظیمی راه افتاد و کعبه را هم فرا گرفت. اما نکته اینجاست که در نسخه های آئین های ابراهیمی آمد است که سیل نشان از قهر خداوند و برای از بین بردن کفار! هرچند ما این رخداد را یک رخداد طبیعی می دانیم؛ ذهن کانکاشگر ما می پرسد: در کعبه ای که جز حاجی و نمازگزار نیست کدام قهر بر کدام کفار؟ آیا خدا از پاسداری خانه خود ناتوان است؟ داستان ابراهیم و بت ها را یادآور می شویم. ابراهیم شبانه بت ها را با تبر خورد کرد و در آخر تبر را بر دوش بت بزرگ نهاد، فردای آن روز که آمدند و او را مقصر شناختند، گفت بت بزرگ اینکار را کرده. سپس استدلال می کند این چه خدایانی هستند که از خانه و سمبل خود نمی توانند دفاع کنند. همین پرسش منطقی اینجا مطرح می شود. این چه خدایی است که توان پاسداری از خانه خود در مقابل سیلی را ندارد؟ وقتی در دنیای امروز و با استناد عکس می بینیم که چنین رخدادی اتفاق افتاده، چه دیدگاهی به ذهن منطقی وارد می شود؟
دوست دیندار من؛ آری! این خانه ساختمانی قدیمی بیش نیست. خدایی را می پرستی که حتی توانایی پاسداری از خانه خود را ندارد.
اشتراک در:
پستها (Atom)












